close
تبلیغات در اینترنت
چند می گیری گریه کنی

پنل کاربری

ورو به سایت

نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز ورود
  • عضویت
  • جستجوگر

    موضوعات

  • اخبار
  • همایش های علیخانی 10
  • معرفی برنامه های علیخانی 109
  • مصاحبه های علیخانی 43
  • بیوگرافی کامل احسان علیخانی 1
  • اطلاعیه های سایت 50
  • احسان علیخانی در فیس بوک 30
  • مطالب اختصاصی سایت 17
  • متن های خبر 70
  • درباره ماه عسل 81
  • دیگر مطالب 139
  • عکس ها
  • عکسهای برنامه ماه عسل 90 7
  • عکسهای برنامه ماه عسل 92 235
  • عکسهای برنامه ماه عسل 93 232
  • عکسهای ماه عسل قدیم 4
  • عکسهای برنامه پشت صحنه 2
  • عکسهای برنامه بهارنارنج 12
  • عکسهای برنامه های عید 33
  • عکسهای همایش ها 119
  • عکسهای برنامه های دیگر 232
  • عکسهای جام ستارگان 22
  • عکسهای علیخانی در کنسرت ها 31
  • عکسهای علیخانی در مجلات 26
  • عکسهای شخصی علیخانی 87
  • عکسهای آتلیه ای علیخانی 17
  • عکسهای قدیمی 16
  • پوسترهای علیخانی 50
  • سکانس های برتر 9
  • طراحی های کاربران 7
  • عکسهای اینستاگرام 1
  • عکسهای اختصاصی سایت 36
  • دانلودها
  • دانلود ماه عسل 88 3
  • دانلود ماه عسل 90 4
  • دانلود ماه عسل 92 71
  • دانلود ماه عسل 93 76
  • دانلود دیگر ماه عسل ها 8
  • دانلود کامل برنامه بهارنارنج 13
  • دانلود برنامه های عید 8
  • دانلود دیگر برنامه ها 34
  • دانلود کلیپ کاربران 15
  • دانلود تیتراژهای ماه عسل 9
  • دانلود موزیک ویدئوهای ماه عسل 11
  • دانلود آهنگهای مربوط دیگر 17
  • دانلود موزیک ویدئوهای دیگر 10
  • کدهای اختصاصی

    آخرین ارسالی های انجمن



    شب گذشته ماه عسل میزبان دو مهمان بود که حضور آنها نشانگر حقیقت داشتن یک فیلم سینمایی شد..علیخانی در ابتدا با سلام به روی ماه هم وطنان نازنین، گرانقدر، دوست داشتنی و بینندگان متفاوت ماه عسل گفت: خیلی خوش آمدید ، مچکرم از این همه محبت و لطفی که به ما دارید
    متن کامل در ادامه مطلب... 



    سپس صدای مرتضی پاشایی در فضای دلنشین ماه عسل نواخته شد . بعد از پخش تیتراژ پنج مهمان بر جایگاه مهمانان ماه عسل قرارگرفته بودند. مهمان اول در ابتدا برای معرفی خود عنوان کرد: متولد سال 1333 و همچنین بازنشسته هستم و حدود چهل سال راننده آمبولانس بهشت زهرا بودم ، دوبار ازدواج کردم البته همسر اولم فوت کرده؛ علیخانی که از بیان  دوبار ازدواج مهمان، روی آنتن زنده جا خورده بود بعد از شنیدن ادامه صحبت مهمان و بیان فوت همسر اولش نفس راحتی کشید وگفت: وای وقتی گفتید دوبار ازدواج کردم گفتم الان شر میشه بعد مجدد برای رفع سوءتفاهم و توجیح مخاطبان تکرار کرد: همسر اولشون فوت کرده بعد ازدواج کردند.

     

    مهمان بعدی که اوهم راننده آمبولانس بهشت زهرا بود ،گفت: متولد سال 59 هستم وحدود یازده سال مشغول این کار هستم و به شغلم هم علاقه مندم .علیخانی گفت: چرا بنز الگانس را برای حمل جنازه به بهشت زهرا اختصاص می دهند مرده ها رو با وانت هم ببریم چندان مهم نیست، باید ماشین بنز برای انتقال بیماران باشد ، بعد مهمان با توجه به صحبتهای علیخانی اظهار داشت: مردم برایشان خیلی اهمیت دارد که جنازه عزیزانشان را با چه ماشینی ببرند حتی گاهی سمندسریر را برمی گردانند ،که بنز براشون بفرستیم و بعد افزود: یک بار پدر ، پسری فوت کرده بود پسره گفت اول بریم با بنز تو ایران زمین دور بزنیم بعد بیایم سراغ جنازه پدرم ،علیخانی که از ذکر خاطره مهمان خنده اش گرفته بود ،گفت: کاش هماهنگ می کردی پسره رو می آوردی تو برنامه امون.

     

    مهدی ابوطالبی دیگر مهمان برنامه گفت:متولد 1366 هستم وشغلم گل آرایی مجالس عروسی است، علیخانی روبه او گفت: گل آرایی ماشین عروس ، یا کلاهبرداری ماشین داماد؟ مهمان سوم بهروز  رضایی  بود که شغلش تدفین مرده در بهشت زهرا بود علیخانی روبه بهروز با جدیت گفت: اگر من  مُردم، تو کار تدفین من را انجام بده چون هم خوشگلی هم جذابی ، مهمان گفت :خدا نکنه.

     

    بهروز در ادامه بیان کرد: ابتدا شاید از سر ناچاری دنبال این شغل رفتم و خیلی برایم سخت و ترسناک بود ولی الان با این شغل کنار آمدم و عاشق کارم هستم. یکی از دوستانم وقتی متوجه شغلم شد به من دست نداد ولی برخی از اقوام پس از اطلاع از شغلم ،احترام بیشتری برایم قایل هستند و می گویند ما کارمان به شما می افتد هوای ما رو در زمان مرگ داشته باشید.

     

    علیخانی از بهروز پرسید تاکنون شده اقوام متوفی باهات بد برخورد کنند بهروز پاسخ داد: من همیشه خودم را جای آنها می گذارم و درکشان می کنم حتی یک بار فرزند متوفی محکم تو صورتم زد ولی من هیچی نگفتم و بعد خودش ازمن عذرخواهی کرد.

     

    مهمان پنجم مهدی رضایی،برادر بهروز ، متولد 1366 ، وشغلش غسال بود او در توصیف شغلش اینگونه توضیح داد: کار اولم آزاد بود ولی چند بار با برادرم به سر کارش رفتم شغلش برایم جذاب بود بنابراین این شغل را انتخاب کردم و با شغلم احساس آرامش می کنم.

     

    علیخانی قبل از ذکر جمله ای رو به مخاطبان گفت: لطفا واکنش بد به حرف من نشان ندهید ولی گاهی شاید برای شما هم پیش آمده  در مراسم ختم خیلی خنده اتون گرفته انگار حکمتیه ...در بخش بعدی چهار مهمان در صدف سفید رنگ قرار گرفته بودند مهمان اول وحید برگزار کننده ی مراسم عروسی و سمینار بود علیخانی خطاب به مهمان گفت خوب پول می گیرید؟ مهمان این حرف را تایید کرد و سپس علیخانی  افزود:وقتی  بچه های سینما رابخواهند اذیت کنند بهشون پیشنهاد کار عروسی می دهند چون هم پولش بیشتره هم فیلم هاشون خیلی بیشتره .

     

    مهمان بعدی هماهنگ کننده مراسم دفن بهشت زهرا یعنی خرید قبر انتخاب کارگر قبر ومداح و.. را به عهده داشت علیخانی پس از شنیدن شغل مهمان با خنده گفت : یعنی  در واقع کارگردان مردن مردم ؟مهمان در تصحیح جمله علیخانی ذکرکرد: کارگردان مراسم دفن.

     

    دوخانم دیگر که در کنار این مهمانان نشسته بودند از همان ابتدا خواستند تا تصویر باز از آنها گرفته نشود . شغل هر دوی آنها همیاری وگریه کردن برای متوفی بود ،علیخانی برای تفهیم شغل خانم ها برای مخاطبان ذکر کرد : مثل فیلم "چند می گیری گریه کنی" ؟ که هردو خانم مثال علیخانی را تایید کردند.

     

    وبعد یکی از آنها افزود: حداقل کار ما این است که آنها احساس تنهایی نکنند برخی تک فرزند هستند یا خانواده اشون خارج از کشور هستند ،گاهی  حالم برای برخی از متوفی هاخیلی بد می شود وخیلی گریه می کنم ما علاوه بر گریه  برایشان قرآن هم  می خوانیم .

     

    علیخانی با توجه به صحبتهای مهمان گفت چطور ممکن است تو برای کسی که نمی شناسی گریه کنی؟ مهمان برای پاسخ علیخانی به ذکر یک مثال بسنده کرد و افزود: گاهی به یک مکانی می رویید و بادیدن یک نفر حس مثبتی به شما دست می دهد و به اولبخند می زنید علیخانی در واکنش به این جمله مهمان گفت: به من تهمت نزنید مهمان برای توضیح بیشتر گفت: من جنس مخالف را نگفتم علیخانی با مزاح  گفت من به این مسله فکر نکردم به من تهمت نزنید .

     

    علیخانی گفت اگر زمانی به پول این کار نیاز نداشته باشی باز هم این شغل را ادامه می دهی؟ مهمان پاسخ  داد: بله ،یک همراه برای انسانها در آخرین لحظات زندگیشون هستم  ازاینکه کنارشان هستم خوشحالم .

     

    علیخانی در پایان برای اطلاع رسانی به مخاطبان برنامه ، گفت : فردا بدلیل پخش مسابقه والیبال برنامه نداریم و پنج شنبه خدمت شما می رسیم .علیخانی پس از ترک جایگاه مهمانان عنوان کرد: چیزی نمی گویم زندگی ،غم ،شادی...... تیتراژ را بشنویم..

    برچسب ها

    ارسال نظر

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی

    نظرات ارسال شده


    1. ف-الف-ميم : منم كار اون دوتا خانوما نپسنديدم...

      فك ميكردم اينا مال فيلماس حالا ديدم نه تو واقعيتام هست ...!!!!!!!

      من كه هر چي با خودم كلنجار رفتم نتونستم كار دوتا خانوما بپسندم..

      يعني چي بري مراسم غريبه ها گريه كني ...تازشم ادمي كه مرده ب گريه احتياجي نداره.. دوتا فاتحه و يه سوره خوندني ب دردش ميخوره..كه البته شكر خدا اون خانوم گفتن براشون قران ميخون و...


    1. شقایق : واقعا اگه اون خانوما به شغلشون افتخار می کردند چرا نمیخواستن که تصویرشون نمایش داده بشه و اون جایی که اقای علیخانی بهشون گفت که اگه شغل دیگری برای شما پیش بیاید ایا باز هم این کار را ادامه میدهید گفتند بله واقعا تعجب کردم و تعجب اقای علیخانی هم واقعا بهجا بود واقععا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    1. فرشته فاضلی : سلام. به نظر من نیز کار اون خانوم ها جالب بود . البته جالب به خاطر اینکه خیال میکردم که چنین شغلی نیست و فقط حرفش هست . با دیدن این خانوم ها متوجه شدم که چنین شغل های مسخره ای هم هست . به نظر من این کار نه بر اثر بیکاری انها بوده و نه نیاز به پول . چون در آمد آن چنانی هم ندارد . یا اینکه آنهامبلغ درآمد را دروغ گفته باشند که دوست ندارم به دروغ انها فکر کنم .
      و اگر اون خانوم اصرار داشت که کارش درست هست حداقل تصویر خود را به رخ همه می کشید و می گفت که او همدرد سفر آخرت است و متوفا را تنها نمی گذارد .
      ممنون .



    1. Atefeh-E : خوبه که اومدنُ مطرح شد که همچین شغل هایی هست ولی واقعاً کارشون مسخره بود!اگه اون خانوم به شغلش افتخار میکرد و حاضر بود اگه شغل جدیدی بدست آورد این شغل رو ادامه بده اجازه می داد ازش تصویر مدیوم بگیرن!
      حرفایی می گفت که در نظر من واقعاً غیرمنطقی بودن!!!!
      تعجب آقای علیخانی هم واقعاً به جا بود!
      ...


    1. مریم کیانی : اگه اون خانوما از کارشون راضی هستن پس چرا مایل نبودن تصویرشون نشون بدن خیلی جالبه


    1. زهره : برنامشون عالی بود فقط گریه کن مراسم ندیده بودم این کارا همه از بیکاری جوونای ماست

    ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

    آمارگیر

    • :: آمار مطالب
    • کل مطالب : 949
    • کل نظرات : 10218
    • :: آمار کاربران
    • افراد آنلاين : 2
    • تعداد اعضا : 8334
    • :: آمار بازديد
    • بازديد امروز : 1,560
    • بازديد ديروز : 2,335
    • بازديد کننده امروز : 105
    • بازديد کننده ديروز : 118
    • گوگل امروز : 8
    • گوگل ديروز: 12
    • بازديد هفته : 17,719
    • بازديد ماه : 49,752
    • بازديد سال : 950,833
    • بازديد کلي : 16,662,710
    • :: اطلاعات شما
    • آي پي : 54.221.76.68
    • مرورگر :
    • سيستم عامل :